الشيخ محمد تقي بهجت

305

جامع المسائل ( فارسي )

و دخول ، به بودن تمام بدن است در داخل خانه ، و خروج ، به بودن تمام در خارج خانه ، [ لذا ] دخول دست به تنهايى ، كافى در دخول و مضرّ به خروج نيست . قسم با لفظ عام 3 - اگر در حلف گفت « لا دخلت بيتاً » اظهر عدم اختصاص به بيت حضرى از حالف حضرى و تعميم در قروى است ، بل مطلقاً عام است ، مگر با قرينهء بر تخصيص يا نيّت خاصّه چنانچه مذكور شد . مدخليّت اوصاف و اضافات قسم اگر در حلف بگويد « لا دخلت دار زيد و لا كلَّمت زوجته و لا استخدمت عبده » تا اضافهء ملكيّت و زوجيّت هست حنث محقّق مىشود ، و بعد از خروج از ملكيّت و زوجيّت تحريم زائل مىشود ؛ و در مورد ثبوت ، براى متعدّد از مماليك و زوجات و مملوكات ثابت مىشود . و اگر بگويد « دار زيد هذه » مثلًا به سائر مملوكات تحريم تعدّى نمىنمايد ، و در شخص هم اضافهء ملكيّت در ثبوت و بقاء تحريم معتبر است بنا بر اظهر . عدم صدق لفظ بر من قضى 4 - اگر بگويد : داخل خانه نمىشوم ، داخل زمينى شد كه خانه بوده حنث نكرده است ؛ و اگر گفت « لا دخلت هذه الدار » پس منهدم شد ، اظهر عدم حنث است به زوال عنوان و اسم خانه . اتباع قيد خاص اگر بگويد : از اين درب ، داخل اين خانه نمىشوم ، پس تحويل شد درب به موضع ديگر ، به دخول از دوم حنث نمىشود ؛ و به دخول اوّلى حنث واقع شدن مبنى است بر بقاء اسم به بقاء مَدخَليّت اگر چه نادر باشد . تغيير متعلَّق اگر درب را ازاله كرد [ و ] از همان منفذ داخل شد ، مثل دار و عرصه است در حكم ؛